جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
105
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
ابيطالب است كه بدون آن ، هيچ بحثى صحيح نبوده و هيچ اظهارنظرى منطقى نخواهد بود و ما دربارهء وحدت و هماهنگى اين شخصيت ، نكاتى را دريافتهايم كه موجب شگفتى و اعجاب مىگردد . * * * سپس بحثهايى را كه پيرامون معنى تشيع در تاريخ عرب ، دور مىزند مطرح كردهايم و در آن بسيارى از اشتباهاتى را كه برخى از نويسندگان بهطور عمد مرتكب آن شدهاند ، روشن ساختهايم . و بحثهاى ديگرى است كه در آن تأثير على در ادبيات عرب ، در خلال قرون ميانه ، روشن شده است و بررسى مخصوصى است تحت عنوان : امام على و مليت عربى . . . و همچنين بحثها و بررسىهاى مفيد و آموزنده ديگر . . . ما در همه اين بحثها ، نظريه مفصلخود را دربارهروشهاى محققان ، در آن هنگام كه تاريخ گذشته ما را بررسى مىكنند و نظريات خود را درباره حوادث آن نقل مىنمايند ، ابراز داشتهايم . و در يك فصل ، آن حدود و چهارچوب واقعى را كه به ما امكان مىدهد تاريخ خود را در ضمن آن ارزيابى كنيم ، و آن را با نظر در تجزيه و تحليلهايى كه نويسندگان و مؤلفان عرب يا غيرعرب ، دربارهء علىبن ابيطالب بهعمل آوردهاند ، و با اظهارنظر و عقيده خودمان درباره آنها ، پايان دادهايم . نكتهاى باقى مىماند كه بايد توضيح دهيم و آن مربوط به چيزى است كه بعضى از خردهگيران ، از اينجا و آنجا ، به آن اشاره نمودهاند و درواقع به شعر نزديكتر است تا به بحث و بررسى ! . . . ولى چون اين نكته در فصلى كه درباره امام و اروپائيان آوردهايم ، توضيح داده شده ، در اينجا از شرح آن ، خود و خواننده را آسوده مىكنيم !